محمد رضا واليزاده معجزى

84

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

اموال مردم دراز و به غارت و آدمكشى در بروجرد و قراء اطراف مشغول بودند . از آن طرف حسينعلى خان بيرانوند رئيس ايل بيرانوند وجد خوانين زينبى و حيدرى و غيرهم به اتفاق افراسياب خان نيز شرارت را به اعلى درجه رسانيده ، بر اراضى و املاك تسلط يافته و از نهب و غارت اموال مردم بازنمىايستادند و شهر و حومه شهر را در آتش بيداد خود مىسوزانيدند و در داخل شهر بروجرد نيز عده‌اى از اين موقعيت سوءاستفاده كرده و هرچه در حيز قدرت داشتند ، از اذيت و آزار مردم و نهب اموال آنان خوددارى ننمودند . « 1 » شاهزاده بنابر مصلحت وقت حزم و تدبير را از رزم و شمشير اولى شمرده به استمالت خاطر همه كوشيد و مرتكبين را با وعده و وعيد و تحبيب و تهديد متنبه ساخت و به نحوى آنها را اغفال كرد كه مطلقا سوءظنى از وى نداشتند و بعد از آن‌كه اطراف و جوانب كار را از مدنظر گذرانيد و پيش‌بينىهاى لازم را كرده ، غفلتا با همان صد و سى سوار بر سر اهالى دهكرد تاخت آورده و نصر اللّه خان و قاسم خان را دستگير و قلعه دهكرد را تصرف كرد . » سپهر در ناسخ التواريخ كيفيت ورود و مقابله شاهزاده و رؤساى عشاير لرستان را به وجه ديگر بيان داشته و اين‌طور نوشته است : « روز سوم ورود خانلر ميرزا جماعتى از قبيله حسنوند تا نزديكى قرارگاه اردو تاخت آورده و مواشى مردم را به غارت بردند و احتشام الدوله از اين رفتار جسورانه آنها خشمگين شده و با همان عده كمى كه همراه داشت ، بر آنان حمله آورد و پنج تن از آن جماعت را بكشت و حسنوندها تاب مقاومت نياورده اموال منهوبه را رها كرده و خود فرار نمودند و باقى عشاير لرستان ( يعنى حسينعلى خان بيرانوند با همدستانش و نصر اللّه خان و قاسم خان باجولوند نيز با همكارانش ) دست تعرض از اراضى بروجرد كوتاه كردند و نصر اللّه خان و قاسم خان در قلعه خود متحصن گرديدند و هر اندازه احتشام الدوله با رفق و مدارا كوشيد كه آنان را تسليم سازد ، نتيجه نگرفت و ناگزير به محاصره قلعه دهكرد پرداخت و در اين جنگ ولى خان سرتيپ نيز ملازم ركاب شاهزاده بود . نصر اللّه خان در خارج قلعه سنگرهايى ساخته و به دفاع پرداخت و عاقبت شاهزاده فرمان يورش داد و نصر اللّه خان و قاسم خان هردو دستگير شدند و محاصره‌شدگان ديگر تاب جنگ نداشته و يا جنگ را ديگر مصلحت ندانسته به‌طرف كوهستان فرار كردند . خانلر ميرزا مظفرانه وارد قلعه گرديد و روز ديگر نصر اللّه خان و قاسم خان را با كنده و زنجير به شهر بروجرد وارد كرد و آنها را اعدام نمود .

--> ( 1 ) . اصل : نداشتند .